پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
241
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
آنچه انسان عمل مىكند در آگاهى از آن كه انسان براى او عمل مىكند ( يعنى خدا ) . « 122 » رويم ( متوفّى 303 / 915 ) تقريبا كلمه به كلمه همهء تعبيرات خرّاز را به كار مىبرد : « الاخلاص ارتفاع رؤيتك من العمل ، اخلاص يعنى قطع نظر تو از عمل . » « 123 » ترمذى ميان صدق و اخلاص سه فرق اساسى مىنهد ؛ مىنويسد : « صدق متحقّق ساختن ( « تحقيق » ) سرّ تو و احوال تو است ، و نيز توجّه به خدا از روى راستى است . اين تحقيق محصول علم تو است « 124 » ، در حالى كه اخلاص تزكيهء سرّ و احوال از طريق رضا به رضاى خدا و قبول شهادت خدا به صفات خويش است . فرق ديگر اين است : صدق آن است كه تو با سعى خود مىكنى ، و حال آنكه اخلاص آن است كه خدا آن را با شكر مىپذيرد « 125 » ؛ اطاعت از خداست . و بالأخره اخلاص آن است كه خدا مىپذيرد ، در حالى كه صدق موافقت علم و عمل است . « 126 » صبر « كسى كه تلخى محنتها را به اميد ديدن پاداش و درجات ( كمال ) مىنوشد صابر است ؛ بلكه كسى كه تلخى صبر صابران را براى نيل به ديدار خدا در طريق حقيقت مىنوشد ، او صبر صابران دارد . » صبر فضيلتى كاملا قرآنى است . محاسبى براى تعريف آن اين تعبير زيبا را يافته بود : « صبر ماندن در نشانهگاه تيرهاى قضاهاى الهى است . » « 127 » خرّاز بر انگيزههايى كه به سبب آنها « انسان تلخى محنتها را مىنوشد » تأكيد مىكند : براى بعضى انگيزه پاداش در آن جهان است ، چنان كه قرآن مىفرمايد : إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ : مؤمنان پاداش بىحسابى خواهندگرفت ( زمر ، 10 ) ؛ بعضى ديگر از طريق صبر خود علوّ درجات زندگى
--> ( 122 ) . سراج متذكّر مىشود كه بعضى صوفيان عراق در باب اخلاص به گمراهى افتادهاند ، زيرا مىپندارند كه قبل از سلوك همهء مناهج و تأدّب به آداب اخلاص ، كه در پايان آن انسان مستعدّ آن است كه مخلص حقيقى شود ، مىتوانند به اخلاص برسند . نگاه كنيد به : لمع ، ص 421 . ( 123 ) . سلمى ، طبقات ، ص 183 ؛ همچنين نگاه كنيد به : حقائق ، در تفسير آيهء 29 اعراف ( قال رويم الاخلاص الدعاء ان يرفع رؤيتك عن افعالك ) و تفسير آيهء 22 يونس ( قال رويم الاخلاص ارتفاع رؤيتك من الفعل ) . بنابراين مسئلهء اخلاص مسئلهء « اسقاط الوسائط » است ، يعنى عدم موافقت عمل انسان با هدف مورد نظر از طريق او ، خدا ، و ضرورت فراتر رفتن از شرع براى وصول به خدا كه يگانه رستگارى است . ( 124 ) . ثمرهء علمى است كه عمل را روشنمىكند . ( 125 ) . خدا در قرآن « شاكر » خوانده شده است ( فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَلِيمٌ ، بقره ، 158 ؛ وَ كانَ اللَّهُ شاكِراً عَلِيماً ، نساء ، 147 ) . ( 126 ) . عملى كه موافق احكام علم ( علم شرعى ) صورت گيرد ، يعنى دانستن حكم شرع و به آن عمل كردن . ( 127 ) . ماسينيون با مراجعه به روزبهان بقلى ، كه « سهام البلاء » ، آورده آن را به « fl achesdeladouleur » ( تيرهاى بلا ) ترجمهكردهاست ، و حال آنكه سلمى « سهام الاقدار » گفته است ( در تفسير آيهء 10 زمر ) .